انجمن علمی معماری هریس

 
معرفی
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٩
 

بررسی نمایشگاه شانگهای 2010

9 آذر ماه 1389

لینک


 
 
برداشت
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٩
 

مسابقه مقاله نویسی برکلی

یکی از مسابقات جالب مقاله نویسی که ارزش علمی آن بر کسی پوشیده نیست، مسابقه مقاله نویسی ای است که همه ساله دانشگاه برکلی برگزار می کند. دو تن از دانشجویان ایرانی هم در ایم میان به چشم می خورد. شرکت کنندگانی از دانشجویان دانشگاهمان نیز در این جمع حضور داشتند که امیدواریم تلاششان همچنان ادامه یابد. لینک


 
 
یادداشت
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٩
 

امضا تفاهم نامه خواهر خواندگی تبریز و استانبول... لینک

مزایای چنین تفاهم نامه ها تاکنون نمود عینی نداشته یا کمرنگ بوده است. در حال حاضر، اکثر شهرهای مهم کشور با همتایان خارجی خود، خواهر خوانده هستند.


 
 
معرفی
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۸
 

برخی از کارهای دانشجویان واحد در وب سایت ها و وب لاگ های مختلف

1- بهزاد جودی لینک

2- محمد صالحی لینک

3- هادی هلالیان لینک که البته خودشان را دانشجوی دانشگاه تبریز معرفی کرده اند.

4- سید بهزاد باقرمنش لینک

5- عبدالحمید احمدی لینک

6- داوود نیکنام لینک

7- علی راهی لینک

8- بهروز چاوشین لینک که البته خودشان را دانشجوی دانشگاه تبریز معرفی کرده اند.


 
 
قانون کپی رایت
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳
 

عصر امروز عصر ارتباط است: عصر پیشرفت، و عصر داده ها و پردازش آنها. در چنین دنیایی که سرعت تولید و پخش داده ها بسیار زیاد بوده و این امر در کسری از ثانیه روی می دهد، چه کسی عهده دار مسئولیت کنترل کیفیت و کمیت است؟ منظور، کنترل به لحاظ کمیت و کیفیت اسم،‌ تبلیغات، قیمت،‌ محتوا ...

یکی از محصولاتی که کپی ناشیانه از محصول واقعی داشته دو برند ذیل است.

تیناب

معنی لغوی از لغت نامه دهخدا

آگهی فروش تیناب

شرکتی تولیدی تیناب

رانی

معنی لغوی رانی از وب سایت

آگهی فروش رانی

نگاه به کیفیت این دو محصول و درک تفاوت فاحش آنها به زحمت یکبار امتحان نمی ارزد. قیافه هر کسی دیدنی است آن هنگام که از خشم نسبت به خود خلاصی ندارد چراکه  به اشتباه، ‌محصولی دیگر را خریداری نموده است.

وقتی این چنین حس انزجار از کسانی داریم که سعی دارند تنها از تشابه اسمی و صوری سود برند و به غفلت ما بخندند، چرا خود نیز دیگران را در دام چنین ساختاری می افکنیم؟ چرا با برداشت های سطحی و مخدوش از تخصص خود،‌ سعی در قالب نمودن ساختارهایی ناقص و کارت پستالی به کارفرمایان و مجریان داریم؟

چرا علی رغم گوشزدهایی که در باب نوع رفتار و برداشت مان می گردد و با وجود شکست هایی که خورده و می خوریم، همچنان بر ذهنیات ناآزموده خود تاکید و اصرار داریم؟ و دیگران را به کج فهمی و عدم درک مان متهم می نماییم؟


 
 
 
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳
 

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند.
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر  کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سپری خواهند نمود.

 
با تشکر از آقای باقرمنش بخاطر ارسال مطلب


 
 
معرفی
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 

کعبه و ساعت

لینک


 
 
معرفی
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 

منتخب موزه ها.. لینک


 
 
معماری
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 

زیبایی های نویفرت...

تعریف زیبایی چه می تواند باشد؟

لینک


 
 
معماری
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 

خانه های کانتینری

لینک


 
 
یادداشت
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢
 

فرهنگ مسابقات معماری

لینک


 
 
سخن روز
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۱
 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

 

 

سهراب سپهری

 
 
بچه قورباغه و کرم
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۱
 

آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند

آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند...

...و عاشق هم شدند.

کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد،

و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم..

بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم»

کرم گفت: «من هم عاشق سرتا پای تو هستم. قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی..»

بچه قورباغه گفت: «قول می دهم.»

ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.

درست مثل هوا که تغییر می کند.

دفعه بعد که آنها همدیگر را دیدند، بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود.

کرم گفت: «تو زیر قولت زدی»

بچه قورباغه التماس کرد: «من را ببخش دست خودم نبود... من این پاها را نمی خواهم...

...من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت: «من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم.

قول بده که دیگر تغییر نمیکنی.»

بچه قورباغه گفت قول می دهم.

ولی مثل عوض شدن فصل ها،

دفعه بعد که آن ها همدیگر را دیدند،

بچه قورباغه هم تغییر کرده بود. دو تا دست درآورده بود.

کرم گریه کرد: «این دفعه دوم است که زیر قولت زدی.»

بچه قورباغه التماس کرد: «من را ببخش. دست خودم نبود. من این دست ها را نمی خواهم...

من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم.»

کرم گفت: «و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را...

این دفعه آخر است که می بخشمت.»

  ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند. او تغییر کرد.

درست مثل دنیا که تغییر می کند.

دفعه بعد که آن ها همدیگر را دیدند،

او دم نداشت.

کرم گفت: «تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی.»

 بچه قورباغه گفت: «ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی.»

  «آره، ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی. خداحافظ.»

 کرم از شاخه بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد.

  یک شب گرم و مهتابی،

کرم از خواب بیدار شد..

آسمان عوض شده بود،

درخت ها عوض شده بودند،

همه چیز عوض شده بود...

اما علاقه او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود. با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود، اما او تصمیم گرفت ببخشدش.

 بال هایش را خشک کرد.

بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند.

آنجا که درخت بید به آب می رسد،

یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود.

 پروانه گفت: «بخشید شما مروارید...»

  ولی قبل از اینکه بتواند بگوید: «...سیاه و درخشانم را ندیدید؟»

قورباغه جهید بالا و او را بلعید،

و درسته قورتش داد.

     و حالا قورباغه آنجا منتظر است...

...با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند....

...نمی داند که کجا رفته.

 

 جی آنه ویلیس


 
 
 
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٤
 

به نام خدا

کاش یه روز جایی بهتر از اینجا باشیم


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٤
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com