انجمن علمی معماری هریس

 
نظر
نویسنده : انجمن علمی معماری هریس - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٥
 

از استاد هادی ندیمی: 

فرهنگ ما فرهنگ شفاهی است. ما متاسفانه عادت به نوشتن نداریم. بایستی بیاموزیم که با کمترین کلمات و بیشترین بار بنویسیم.

ارزش آنجاست که انسان خود تولید کند. تقلید هیچ ارزشی ندارد. همه عالم بهانه اندیشیدن است.

کسی که مولّد اندیشیدن است می تواند از آن بگذرد و پیش رود، نفی کند، جلو رود ولی کسی که مقلّد است باید منتظر بماند تا اندیشه جدیدی وارد شود.

هم خود باختگی و هم طرد اندیشه هر دو به یک اندازه محکوم است.

هرکس قادر است سررشته زندگیش را خود به دست گیرد. به تنها چیزی که نیاز دارد اراده خود اوست.

«کار معلم جواهرسازی است. سنگ خود به خود ارزش دارد. جواهرساز فقط تراشش می دهد و ارزش جواهر بودنش را نشان می دهد.»

خود آدم میتواند معلم خودش باشد. دست ها را بالا کنید و سنگ خودتان را تراش دهید. اصل خود انسان است. اگر خودتان نخواهید افلاطون هم نمی تواند شما را تربیت کند.

معلم باید سوالی طرح کند که خودش نتواند جواب دهد.

-معماری اسلامی با سنّت هایش چگونه می تواند با عالم امروز هماهنگ شود؟

هرچیز اصولی دارد. عالم حساب و کتاب دارد. برخی از این اصول را ما نمی دانیم.

قرآن سنت را به معنی عادات به دور می ریزد...«سنّة الاولین».

عادات غلط و احمقانه ای که به اسم سنّت در جامعه جا باز کرده اند بایستی دور ریخته شوند. هرعادتی الزاما خوب نیست. اما سنّتی داریم به اسم «سنّة الله» به معنی قواعد و قوانین هستی که خداوند آن قواعد را درعالم پیاده می کند. اگر انسان بر سبیل این قواعد حرکت نکند باخته است.

بخشی از سنّت مبتنی بر قوانین و قواعد و ثوابت طبیعت است و بخشی مبتنی بر حیات معنوی انسان.

ممکن نیست که هستی در ظواهر منظم باشد و در پس آن بی نظم. این ها سنّت الله است و بدین معنی معماری متعالی است هم مشروع است هم معقول و هم مطلوب.

یکی از راه ها رجوع به سازنده است. رجوع به احوالات و زندگی نامه معماران بناهاست.

ارزش ها ماندگارند چون قوانین ثابتند.

نظم عالم نو ومدرن نظم انسان ساز است.«مِن عِندی» است. مستغنی است.

انسان دیروز تابع نظام هستی است.مخترع نیست، نظم هستی را کشف می کند. بشر در نظم خودساخته در حال خفه شدن است.لذا در تمام دنیا به سنّت پناه می برند.یکی از انگیزه های حفظ بناها توریسم است.ولی چرا توریست از آن طرف دنیا می آید بنای ما را ببیند؟ چون سنت او را از غربت نجات می دهد.

ترکیب سنت و مدرنیته «اکلکتیزم» را به وجود می آورد. خوبی های این و آن نمی شود.انسان دوزیست نیست!

صحبت گذشته و حال و آینده نیست.صحبت «دو نوع بودن» است.

ما باید فرزند زمان خود باشیم.

بازگشت به حق امریست که فطرت آن را می پذیرد.

معماری شاخ و دم ندارد. دنبال شاخ و دم نروید. معماری استمرار وجود طراح است. آنگونه که هست نه آنچنان که می نماید!

راه داشتن معماری خوب وجود افراد خوب است. راهش آنست که مطابق مطلوبمان شویم. شکل معماری مطلوبتان شوید.

هدف ساختن جامعه نیست خودتان را بسازید. این حرفها که جامعه خرابست و غیره را بگذارید کنار.خودتان را بسازید. همرنگ جماعت شدن فرار از بار مسئولیت خویشتن است. مسئولیت فردی بسیار دشوارتر از مسئولیت اجتماعی است.